قصه چیست ؟

"قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می‌شود که در آنها تاکید برحوادث خارق‌العاده بیشتر از تحول و تکوین آدم‌ها و شخصیت‌ها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق‌الساعه قرار دارد. حوادث قصه‌ها را به وجود می‌آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می‌دهند؛ بی‌آن‌که در گسترش و بازسازی قهرمان‌ها و آدم‌های قصه نقشی داشته باشد."

 

قصه‌گویی چیست ؟                                 

قصه‌گویی، عبارت است از هنر یا حرفه نقل داستان به صورت شعر یا نثر که شخص قصه‌گو آن را در برابر شنونده‌ی زنده اجرا می‌کند. داستان‌هایی که نقل می‌شود، می‌تواند به صورت گفت‌وگو، ترانه، آواز با موسیقی یا بدون آن، با تصویر و سایر ابزارهای همراهی باشد. ممکن است از منابع شفاهی، چاپی یا ضبط مکانیکی استفاده شود و یکی از اهداف آن بایستی سرگرمی باشد. در روزگاران کهن، تاریخ سنت‌ها، مذهب، آداب قهرمانی‌ها و غرور قومی به وسیله قصه‌گوها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد .

 

انواع قصه:

-         قصه‌های سحر و جادویی

-         قصه‌های حیوانات (تمثیلی و نمادین)

-         قصه‌های دینی و تاریخی

-         قصه‌های پهلوانی و اساطیری

-         قصه‌های اجتماعی

-         قصه‌های اخلاقی

-        قصه های خنده دار

 

هدف از قصه‌گویی چیست؟

1) انتقال و نهادینه کردن ارزش‌های ناب انسانی و اسلامی در نهاد کودکان

2) آموزش توانمند بودن و تفکر برای غلبه بر مشکلات و ساختن انسانی اجتماعی که اصول، قواعد و مناسبت‌های اجتماعی و اخلاقی و دینی جامعه را می‌شناسد و مطابق با آن رفتار می‌نماید.

3) کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان

4) تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان

5) تحریک قوه‌ی ابتکار و ابداع در کودکان

6) ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان

7) رشد اعتماد به نفس کودکان

8) برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماده ساختن او برای دریافت پیام‌های اخلاقی و انسانی

9)قصه‌گویی از روی میل و علاقه، تصویرهای ذهنی و تجسم فکری را جهت می‌دهد و به تخیل قصه‌گو و شنونده دامن می‌زند.

10) قصه‌گویی کمک می‌کند کودکان سنت ادبیات شفاهی را درک کنند و گذشته را بفهمند.

11) قصه‌گویی به بزرگ‌سالان فرصت می‌دهد پای کودکان را به میدان تجربه‌های ادبی بکشانند بی آن که پایبند به کتاب باشند

 ویزگی های قصه گوی خوب :

1. فیزیک بدنی: به طور کلی بدن قصه‌گو و بخصوص چهره‌اش به شنونده کمک می‌کند تا در یک آفرینش دو جانبه با او سهیم شود. شنونده ضمن این‌که به کلمه‌هایی که به تصاویر داستان جان می‌بخشد توجه دارد، در تمام مدت به قصه‌گو نیز چشم می‌دوزد و در آینه چهره قصه‌گو آنچه را که می شنود، می بیند. داستان‌گوی موفق با چهره‌ی انعطاف پذیرش، اخم و لبخند، ترس و بیم و سایر عواطف را نشان می‌دهد و در لذت حاصله با مخاطب شریک می‌شود. حرکت اندام قصه‌گو به دور از هر حالت کلیشه‌ای و ادایی، کاملا خود انگیخته است و دارای حرکات طبیعی است. بر این اساس پوشش مناسب و آرایش ظاهری قصه‌گو نیز بی تاثیر نیست. قصه‌گویی که در اثر ژولیدگی بیش از معمول، یا آراستگی و خوش لباسی خارج از حد غیر عادی جلوه کند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که مخاطب‌هایش فقط به قصه‌گویی او توجه کنند.

 

2. داشتن زمینه و ذوق استعداد: هنر قصه‌گویی نیز همانند دیگر هنرها نیازمند ذوق و استعداد فردی است و شاید همه کس نتوانند قصه‌گوی خوبی شوند. بعضی از خصوصیات روحی و روانی افراد نیز، در بازگویی داستان تاثیر بسزایی دارند، از جمله قدرت ایجاد ارتباط با دیگران.

 

3. صدای مناسب و رسا: داشتن تن مناسب صدا و ادای درست کلمات نه تنها در قصه‌گویی که در مراودات اجتماعی نیز فوق‌العاده موثر است. افرادی که با صدای ضعیف و یا یک‌نواخت صحبت می‌کنند، افرادی که کلمه‌ها و حروف را به درستی ادا نمی‌کنند و نیز افرادی که در بیان جمله و یا جملاتی با تپق‌های متعددی سر در گم می‌شوند، مسلما در تاثیرگذاری دچار مشکل خواهند شد. مگر این‌که با تمرین بر این نقطه ضعف خود غلبه کنند. برای این کار کتاب‌های متعددی چاپ شده که هر کدام به نوبه خود راه‌های مختلفی جهت تمرین درست صحبت کردن و حتی سخنرانی کردن ارائه نموده‌اند یک قصه‌گوی خوب بر کلمه‌ها تسلط کامل دارد، از ارزش آن‌ها و این‌که چگونه می‌تواند روی شنونده اثر بگذارد، با خبر است. او به ارزش درست قرار گرفتن صفت‌ها و قیدها توجه دارد و از نیروی ایهام به هنگام گزینش کلمه‌های خود، آگاه است. او می‌داند که به هنگام گفتن کلمه‌ها حس لمس کردن، چشیدن  و بوییدن را منتقل کند و با کلمه‌ها رنگ و جنس و حتی دما را چنان توصیف کند که شنودگانش را به دنیای خیال بکشاند.

 

4. زبان‌های وجودی قوی و فعال: علاوه بر موارد فوق، زبان، چشم، زبان گونه‌ها، زبان لب‌ها، زبان گردن، زبان دست و پا، هر کدام به سهم خود در ایجاد ارتباط بین قصه‌گو و شنونده آن می‌توانند نقش فعال داشته باشند.

 

الف. چشم‌های قصه‌گو نقطه تمرکز به حساب می‌آیند زیرا شنوندگان برای کشف نشانه‌ها، احساس حالت‌های عاطفی و اطمینان از صداقت قصه‌گو در تمام مدت به آن چشم می‌دوزند. قصه‌گو نیز با شنوندگان خود رابطه چشم در چشم دارد. این نگاه اوست که به گونه‌ای انتزاعی شنوندگانش را به قصه متصل می‌کند و به آن‌ها می‌گوید که این داستان فقط برای آن‌هاست. قصه‌گوی ماهر، در طول قصه با گرداندن نگاهش از فردی به فرد دیگر با شنوندگانش رابطه مستقیم چشم در چشم برقرار می‌کند.

 

ب. حرکت دست‌ها : راه دیگری است که برای ایجاد ارتباط با شنونده و تفهیم مطالب و به کار گرفته می‌شود استفاده از این زبان قدرتمند بایستی طبیعی و خود انگیخته باشد.

 

یک قصه‌گوی ماهر از حرکت دست‌هایش برای تاکید، پرسش و خواهش، درک فاصله، وزن و شکل، قدرت، ضعف و بسیاری دیگر از صفات، حالات، قیدها و مسائل دیگر استفاده می‌کند

 

ج. حرکت پاها: حرکت پاهای قصه‌گو، هنگام بازگویی داستان، می‌تواند بسیاری از مفاهیم با معنی را همراه با صفات شخصیت‌ها با حالتی تصویری به ذهن شنوندگان بسپارد. زبان پاها به کلمات و واژه‌های قصه‌گو عمق بیشتری می‌دهد و شنونده قصه را همراه قصه‌گو به سرزمین‌های دیگر می‌برد.

 

5. تسلط کامل بر قصه: همان طور که گفته شد رمز موفقیت قصه‌گو در انتخاب صحیح و آماده کردن قصه برای بازگویی است. زمانی تسلط او بر قصه تضمین می‌شود که آن را با علاقه و دلخواه خود انتخاب کرده باشد و بر متن و فراز و نشیب‌های آن اشراف کامل یافته و شخصیت‌های داستان با شخصیت او عجین شده باشد.

 

6. ابتکار و خلاقیت در اجرا: اشراف قصه‌گو بر قصه و شنودگان خود در طول اجرا مستلزم داشتن قدرت نوآوری و به کارگیری خلاقیت است. وجود شنوندگان با نیازهای متفاوت و شرایط مختلف ایجاد می‌کند تا قصه‌گو توان آن را داشته باشد که مطابق با شرایط آن به قصه‌گویی خود جهت داده و جزئیات و مطالب دلنشینی را برای طرح قصه اضافه نماید تا بدون قطع رابطه‌ی عمیق با آنها به اهداف خود برسد.

 

7. آشنایی با مسائل تربیتی و آموزشی: از ویژگی‌های بارز مربیان قصه‌گو، آشنایی آن‌ها با مسائل تربیتی و آموزشی کودکان و نوجوانان است. این خصیصه مهم به آنان کمک می‌کند تا بر اساس نیازها، علایق، قابلیت‌ها و خصوصیات روحی و روانی مخاطبان خود دست به انتخاب بزنند و مطابق با شناختی که از روحیات و توانایی‌های کودکان و نوجوانان دارند؛ برنامه خود را به اجرا در آورند. یقینا این آشنایی در موفقیت قصه‌گو نقش بسیار مهمی دارد.

 زمان، مکان و فضاهایی که قصه‌گویی درآن شکل می‌گیرد:

الف - مکان قصه‌گویی:

هر چه محیط برنامه قصه‌گویی با محیط‌هایی که معمولا کودکان و نوجوانان با آن‌ها سر و کار دارند متفاوت باشد، بهتر است. اگر امکان دارد محیط خوش آب و هوا، چمن‌زار و جاهایی از این قبیل را برای قصه‌گویی انتخاب کنید. اگر مجبورید در محیط کتاب‌خانه یا کلاس قصه بگویید، مخاطب‌هایتان را تا حدی که به افراط نگراید، در نوع و جای نشستن آزاد بگذارید. در صورت امکان با استفاده از پرده ، نور محیط قصه‌گویی را از نور فضای عادی بیرون،کمتر کنید. مسلما کم شدن نور محیط قصه‌گویی نباید تا آن حدی باشد که مخاطب‌ها، قصه‌گو را مشکل ببینند.

ب- زمان قصه‌گویی و فضای آن:

اگر قصه‌گویی در وضعیت‌هایی چون گردش‌های گروهی، اردوگاه‌ها ،کتاب‌خانه‌های پر مشتری، کانون‌های اجتماع کودکان و نوجوانان و... صورت می‌گیرد. بهتر است، زمان مشخصی نداشته باشد. قصه‌گو می‌تواند در چنین محیط‌هایی، ظاهرا بدون برنامه قبلی، به دنبال بازی شورانگیزی، یا شنیدن خبر و صدایی، یا پرواز کبوتری و یا عبور هواپیمایی و... مخاطب‌هایش را در تعقیب آن‌ها که روی داده است، به شنیدن قصه‌ای ترغیب کند.

بهتر است فضای قصه گویی متفاوت با فضاهایی که معمولا بچه ها با آن برخور دارند، باشد: در این مورد تذکر یک نکته ضروری است :«متفاوت بودن فضای قصه گویی» به معنی عجیب وغریب یا غیر عادی بودن آن نیست، زیرا کودکان همیشه به دنبال کشف محیط اطراف خود هستند ومی خواهند از تمام چیزهایی که دور برشان هست ،سر در بیاورند .با این حساب فاصله «متفاوت بودن» محیط با «غیر عادی» بودن محیط قصه گویی مشخص شود . اگر محیط آنقدر غیر عادی باشد که مخاطب های قصه گو ،پرداختن وفکر کردن به فضا را به شنیدن حرفهای قصه گو ترجیح دهند ،کار درستی انجام نشده است . «عادی بودن واما متفاوت بودن »فضا ،عنوان مناسبی برای تفاوت قصه گویی در کلاس وکتابخانه و... است.

روش های قصه گویی

قصه خوانی : ساده ترین شیوه قصه گویی است .قصه گو را بدون دخل وتصرف در آن از روی کتاب می خواند .کسانی که به نوع دیگری نمی توانند قصه گویی کنند بهتر است از این روش استفاده کنند .داستان گویی از روی کتاب این فرصت را ایجاد می آورد تا قصه گو از تخیل خود بهره گیرد ، کلمات مناسب تر را جایگزین برخی کلمات سازد و داستان حالتی خود جوش بیاید .

 

قصه گویی ساده : قصه گو بدون مراجعه به کتاب یا نوشته به کمک حافظه اش قصه را بازگو می کند . قصه گویی هایی که از رادیو پخش می شوند ؛قصه گویی ساده اند.

 

قصه گویی همراه با تقلید صدا: در این شیوه قصه گو با توجه به شخصیت های داستان تغییراتی به صدای خود می دهد .این شیوه برای کودکان دبستانی مناسب می باشد .

 

 قصه گویی همراه با حرکات اعضای بدن: در این شیوه قصه گو علاوه بر تقلید صدا از حرکات دست وپا سر وصورت برای القاء حالات مختلف قصه استفاده می کند .طبیعی بودن حرکات و دور بودن از اغراق را نباید فراموش کرد .تمرین، قصه گو را در حرکات به تسلط می رساند .مصنوعی بودن حرکات از شور انگیزی قصه می کاهد وسردی آور است . در این روش اعضای بدن پیام رسان اند . کودکان دبستانی حرکات بیانی (تغییر دست ،صورت ،حالات واحساس)را دوست دارند . این روش شخصیت های داستانی را برایشان زنده می سازد.

 

5- قصه گویی همراه با پرده خوانی : پرده هایی که بر آن تصویر هایی ترسیم شده به دیوار نصب می شود ، وقصه گو با چوبی به تصویراشاره می کند ، وبه ماجرا می پردازد .مرشد های پرده خوان این گونه به قصه گویی می پرداختند .این روش برای کودکان پیش دبستانی مناسب است ،زیرا به کمک تصاویر پیام قصه را زود تر دریافت می کنند و برایشان لذت بخش و دلنشین می باشد .

 

6- قصه گویی همراه با بازیگران پنهان و آشکار: در این شیوه ها از بازیگرانی استفاده می شود .

 

6-1-قصه گویی با استفاده از افرادی که قبلا نقش خود را تمرین کرده اند انجام می شود هنگامی که قصه گو به شخصیت خاصی می رسد بازیگر از میان جمعیت وارد صحنه می شود وجمله های مربوط به آن شخصیت را بیان می کند .این روش را قصه گویی همراه با بازیگران پنهان می گوید . این شیوه قصه گویی به تئاتر شباهت دارد و برای دانش آموزان سال آخر دبستان مناسب است .

 

6-1-در این نوع قصه گویی نقش های داستان بدون زمینه سازی میان بچه های داوطلب اجرای نقش ها تقسیم می شود ،و از آنان خواسته می شود هنگام قصه گویی نقش خود را اجرا کنند اینان سابقه ای در تمرین نقش ها ندارند .قصه گو هدایت گر بچه هاست .چنان چه مرتکب اشتباهی شدند قصه گو به تصحیح می پردازد ،و قصه را ادامه می دهد . این روش را قصه گویی با بازیگران آشکار می گویند . این روش برای گروه سنی پیش از دبستان و سال های اول و دوم دبستان خاطره انگیز واثر بخش است .

 

7- قصه گویی همراه با عروسک : قصه گو از عروسک های دستکشی استفاده می کند وبه کمک آنها به قصه گویی می پردازد . عروسک های دستکشی به عروسک های دستی ومشتی معروفند. این عروسک ها طوری ساخته می شوند که متناسب با دست قصه گو باشد و او بتواند با انگشت آنها را به بازی وا دارد .

 

8- قصه گویی جامع: در این روش قصه گو به اجرای همه جانبه ی شخصیت ها می پردازد و برای این منظور از تقلید صدا حرکات وحالات وکاربرد ابزار استفاده می کند . البته این روش به زمان بیشتری برای اجرا نیاز دارد ، ولی اثر گذار تر ومتنوع تر است برای دانش آموزان سال های نخستین دبستان مناسب می باشد .

 

9-نمایش روخوانی : نوعی فعالیت نمایشی است که طی آن کودکان فرصت می یابند مطلبی را به طور شفاهی بخوانند در این روش هیچ نوع صحنه لباس یا بازیگر خاصی وجود ندارد . خواننده های داستان از طریق خواندن فضای داستان را نشان می دهند تا شنوندگان بتوانند کل داستان را در ذهن تصویر کنند .

 

بازیگران به هنگام خواندن نسخه هایی از داستان را در دست دارند و قسمت های مربوط به خود را روخوانی می کنند .

 

نمایش روخوانی به شنوندگان کمک می کند تا به طور انتقادی گوش دهند و داستان را درک کنند این روش فعالیتی مناسب برای گوش دادن و صحبت کردن است .

 

با نمایش روخوانی می توان دانش آموزان را به فعالیت هایی نظیر پژوهش هدایت نمود تا اطلاعاتی را درباره داستان جمع آوری کنند و در اختیار دیگران قرار دهند .

 

نگاهی به ادبیات کودکان :

تعریف ادبیات کودکان با تعریف ادبیات به معنای اعم تفاوتی ندارد، اما تفاوت میان نیازها و امکانات کودکان با بزرگسالان موجب می گردد که از ادبیات کودکان انتظار بیشتری وجود داشته باشد چرا که برای انسانی کم تجربه به وجود می آید، لذا می بایست عالیتر و سازنده تر باشد. این تفاوت ها عبارتند از:

- محدود بودن تجربه کودکان(از نظر نوع، وسعت، و میزان تجربه)

- محدود بودن زمان دقت( کودکان نمی توانند از نظر فکری مدت زیادی در امری مثل خواندن داستان دقت کنند)

- ناتوان بودن در دریافت رویدادها رویدادهای مختلف در یک زمان

این محدودیت ها با بزرگتر شدن کودک کاهش می یابند. و ادبیات مورد استفاده او به ادبیات بزرگسالان نزدیکتر می شود. باتوجه به این محدودیت ها و نیازهایی که کودکان در سنین مختلف دارند، شاید بتوان این تعریف را پذیرفت که « هر آنچه خارج از برنامه درسی و آموزش مستقیم، هنرمندانه نوشته و تنظیم شود، ادبیات کودکان خوانده می شود».

تاریخچه ادبیات کودکان:

مادامی که سخن از مطرح نبودن ادبیات کودکان می کنیم، توجهمان بر روی معنای ادبیات کودکان است وگرنه ادبیات برای کودکان زمان شروع معینی ندارد، از زمانی که مادری برای طفلش آوازی خوانده، شکلی از ادبیات کودک نیز خلق شده است. لالایی یعنی همان شکل مألوف هنگام خواب که در بزرگسالان هم، طنین آوای آن آرام بخش دل و جان است.

گذشته از لالایی که یکی از اولین انواع ادبیات شفاهی است، نوع دیگر از ادبیات شفاهی کودکان، «قصه» است.

معیارهای انتخاب یک قصه خوب:

قصه باید حاوی پیامی همسو با ارزشهای انسانی و اخلاقی و دینی جامعه باشد.

 

منابع :

    menar . ir.fa/news

alfmehr.persian blog . ir